بوي خوش تو هر كه ز باد صبا شنيد

بوي خوش تو هر كه ز باد صبا شنيد

از يار آشنا خبر آشنا شنيد

سرِّ خدا كه عارف سالك به كس نگفت

در حيرتم كه باده فروش از كجا شنيد

ما باده زير خرقه نه امروز مي خوريم

صد بار پير ميكده اين ماجرا شنيد

پند حكيم محض صوابست و عين خير

فرخنده آنكسي كه به سمع رضا شنيد

حافظ وظيفۀ تو دعا گفتن است و بس

در بند آن مباش كه نشنيد يا شنيد

(حافظ)

اگر خواهی که همة جهانیانت دوست و گرامی دارند

 اگر خواهی که همة جهانیانت دوست و گرامی دارند

و به پسندیدگی شناسند

و همیشه در جاه و پایة خود بپایی و هرگز افسرده و خوار نشوی

و کست رشک نبرد و زبان به ستیزه نکوهشت نگشاید

پیوسته دانایی نادان نما و سخنوری خاموش باش

مگر اینکه اگر دم زنی بجا و اندازه و روا باشد

(نامة آیین بندگی اثر ابن مقفع ترجمة ذبیح بهروز به اهتمام و تحریر سید احمد بهشتی شیرازی)

مستي سلامت مي كند، پنهان پيامت مي كند

مستي سلامت مي كند، پنهان پيامت مي كند

آنكو دلش را برده اي جان هم غلامت مي كند

اي نيست كرده هست را، بشنو سلام مست را

مستي كه هر دو دست را پابند دامت مي كند

اي آسمانِ عاشقان، اي جانِ جانِ عاشقان

حسنت ميان عاشقان نك دوست كامت مي كند

اي چاشني هر لبي، اي قبلۀ هر مذهبي

مه پاسباني هر شبي، بر گرد بامت مي كند

آنكو ز خاك ابدان كند، مردود را كيوان كند

اي خاك تن، وي دود دل، بنگر كدامت مي كند

يك لحظه ات پر مي دهد، يك لحظه لنگر مي دهد

يك لحظه صبحت مي كند يك لحظه شامت مي كند

يك لحظه مي لرزاندت، يك لحظه مي خنداندت

يك لحظه مستت مي كند، يك لحظه جامت مي كند

چون مهره اي در دست او، گه باده و گه مست او

اين مهره ات را بشكند و لله تمامت مي كند

گه آن بود، گه اين بود، پايان تو تمكين بود

ليكن بدين تلوينها، مقبول و رامت مي كند

تو نوح بودي مدتي، بودت قدم در شدتي

مانندۀ كشتي كنون بي پا و گامت مي كند

خامش كن و حيران نشين، حيران حيرت آفرين

پخته سخن مردي ولي، گفتار خامت مي كند

(دیوان شمس مولانا)

گزارشی تکان دهنده از منطقه ی .....

سلام دوستان عزیز

چند روز پیش یک گزارشی توی مجله ی همشهری جوان خوندم که قلبم به درد اومد و از مسلمون بودن خودم شرمنده شدم. خواهش می کنم! این لینک رو که همون گزارش توشه رو بخونید اگه حال هم کردید به بقیه هم اطلاع رسانی کنید. شاید شما خبر داشتید ولی من تا حالا از این ماجرا باخبر نبودم:

گزارشی تکان دهنده از منطقه شیعه نشین پاراچنار پاکستان!

تسلیت

سلام به دوستان عزیز

شهادت امام رضا «ع» رو به همه ی شما تسلیت عرض می کنم.

تسلیت

سلام دوستان عزیز

رحلت پیامبر خاتم حضرت محمد(ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) رو به همه تسلیت عرض می کنم.

بِسرّ جام جم آنگه نظر تواني كرد

بِسرّ جام جم آنگه نظر تواني كرد

كه خاك ميكده كحل بصر تواني كرد

گدايي در ميخانه طرفه اكسيريست

گر اين عمل بكني خاك زر تواني كرد

جمال يار ندارد نقاب و پرده ولي

غبار ره بنشان تا نظر تواني كرد

به عزم مرحلۀ عشق پيش نه قدمي

كه سودها كني ار اين سفر تواني كرد

تو كز سراي طبيعت نمي روي بيرون

كجا بكوي حقيقت گذر تواني كرد

(حافظ)

زنهار تا دشنام و ناسزا را که خوی فرومایگان است...

زنهار تا دشنام و ناسزا را که خوی فرومایگان است

سان و ساز جنگ با دشمنان سازی...

(نامة آیین بندگی اثر ابن مقفع ترجمة ذبیح بهروز به اهتمام و تحریر سید احمد بهشتی شیرازی)

آمد بهار عاشقان تا خاكدان بستان شود

آمد بهار عاشقان تا خاكدان بستان شود

آمد نداي آسمان تا مرغ جان پران شود

هم بحر پر گوهر شود، هم شوره چون گوهر شود

هم سنگ لعل كان شود هم جسم جمله جان شود

گر چشم و جان عاشقان چون ابر طوفان بار شد

اما دل اندر ابر تن چون برقها رخشان شود

داني چرا چون ابر شد در عشق چشم عاشقان

زيرا كه آن مه بيشتر در ابرها پنهان شود

اي شاد و خندان ساعتي كان ابرها گرينده شد

يارب خجسته حالتي كان برقها خندان شود

زان صد هزاران قطره ها يك قطره نايد بر زمين

ور زانك آيد بر زمين جمله جهان ويران شود

جمله جهان ويران شود وز عشق هر ويرانه اي

با نوح هم كشتي شود پس محرم طوفان شود

طوفان اگر ساكن بدي، گردان نبودي آسمان

زان موج بيرون از جهت، اين شش جهت جنبان شود

اي مانده زير شش جهت، هم غم بخور! هم غم مخور!

كان دانها زير زمين يك روز نخلستان شود

از خاك روزي سر كند، آن بيخ شاخ تر كند

شاخي دو سه گر خشك شد، باقيش آبستان شود

وان خشك چون آتش شود آتش چو جان هم خوش شود

آن اين نباشد، اين شود، اين آن نباشد آن شود

(دیوان شمس مولانا)

بر سر بازار جان بازان منادي مي زنند

بر سر بازار جان بازان منادي مي زنند:

بشنويد اي ساكنان كوي رندي! بشنويد!

دختر رَز چند روزي شد كه از ما گم شدست

رفت تا گيرد سر خود هان و هان حاضر شويد!

هر كه آن تلخم دهد حلوا بها جانش دهم!

ور بود پوشيده و پنهان به دوزخ در رويد!

(حافظ)