چو انسان را نباشد فضل و احسان

چو انسان را نباشد فضل و احسان

چه فرق از آدمی تا نقش دیوار

به دست آوردن دنیا هنر نیست

یکی را گر توانی دل به دست آر

(گلستان سعدی)

تبریک

سلام دوستان خوبم

ولادت امام حسین ع

حضرت ابوالفضل ع

و امام زین العابدین ع

را به همه تبریک می گم.

آنكه بي باده كند جان مرا مست كجاست؟

آنكه بي باده كند جان مرا مست كجاست؟

وانكه بيرون كند از جان و دلم دست كجاست؟

وانكه سوگند خورم جز بسر او نخورم

وانكه سوگند من و توبه ام اشكست كجاست؟

وانكه جانها به سحر نعره زنانند ازو

وانكه ما را غمش از جاي ببردست كجاست؟

جان جانست و گر جاي ندارد چه عجب

اين كه جا مي طلبد در تن ما هست كجاست؟

پردۀ روشن دل بست و خيالات نمود

وانكه در پرده چنين پردۀ دل بست كجاست؟

(دیوان شمس مولانا)

آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند

آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند

آيا بود كه گوشۀ چشمي به ما كنند

دردم نهفته به ز طبيبان مدعي

باشد كه از خزانۀ غيبم دوا كنند

چون حسن عاقبت نه به رندي و زاهديست

آن به كه كار خود به عنايت رها كنند

معشوق چون نقاب ز رخ بر نمي كشد

هر كس حكايتي به تصور چرا كنند؟

گر سنگ از اين حديث بنالد عجب مدار

صاحب دلان، حكايتِ دل خوش ادا كنند

بي معرفت مباش كه در من يزيد عشق

اهل نظر معامله با آشنا كنند

حالي درون پرده بسي فتنه مي رود

تا آن زمان كه پرده بر افتد چها كنند

مي خور كه صد گناه ز اغيار در حجاب

بهتر ز طاعتي كه به روي و ريا كنند

(حافظ)

تبریک عید مبعث

سلام دوستان عزیز

عید مبعث رو به همه تبریک میگم.

 

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ی ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

حافظ

زنهار تا در پی آن باشی که همة مردم را از خود خرسند سازی

زنهار تا در پی آن باشی که همة مردم را از خود خرسند سازی

که کاری بس ترفند(محال) است و کسی را از دست نیاید.

زیرا که چگونه توان ناهنجاران را همراه،

و ستمکاران را امید بخش  و گمراهان را پیرو گردید...

(نامة آیین بندگی اثر ابن مقفع ترجمة ذبیح بهروز به اهتمام و تحریر سید احمد بهشتی شیرازی)

هله اي آنكه بخوردي سحري باده كه نوشت

هله اي آنكه بخوردي سحري باده كه نوشت

هله پيش آ كه بگويم سخن راز بگوشت

مي روح آمد نادر رو از آن هم بچش آخر

كه بيك جرعه ببرد همه طراري و هوشت

چو از اين هوش برستي بمساقات و بمستي

دهدت صد هش ديگر كرم باده فروشت

چو در اسرار در آيي كندت روح سقايي

بفلك غلغله افتد ز هياهوي و خروشت

بستان بادۀ ديگر جز از آن احمر و اصفر

كندت خواجۀ معني برهاند ز نقوشت

دهد آن كان ملاحت قدحي وقت صباحت

به از آن صد قدح مي كه بخوردي شب دوشت

تو اگر هاي نگويي و اگر هوي نگويي

همه اموات و جمادات بجوشند ز جوشت

چو در آن حلقه بِگُنجي ز بر معدن و گَنجي

هوس كسب بيفتد ز دل مكسبه كوشت

تو كه از شر اعادي بدو صد چاه فتادي

برهانيد بآخر كرم مظلمه پوشت

(دیوان شمس مولانا)

منم كه گوشۀ ميخانه خانقاه منست

منم كه گوشۀ ميخانه خانقاه منست

دعاي پير مغان ورد صبحگاه منست

گرم ترانۀ چنگ صبوح نيست چه باك

نواي من به سحر آه عذر خواه منست

از آن زمان كه بدين آستان نهادم روي

فراز مسند خورشيد بارگاه منست

(حافظ)

زنهار تا سخن از اندازه بیش و کم نگویی

زنهار تا سخن از اندازه بیش و کم نگویی

که یکی سرشت فرومایگان و دیگری آیین خودپسندان است...

(نامة آیین بندگی اثر ابن مقفع ترجمة ذبیح بهروز به اهتمام و تحریر سید احمد بهشتی شیرازی)

گر تو پنداري به حسن تو نگاري هست نيست

گر تو پنداري به حسن تو نگاري هست نيست

ور تو پنداري مرا بي تو قراري هست نيست

ور تو مي گويي چرخ مي گردد بكار نيك و بد

چرخ را جز خدمت خاك تو كاري هست نيست

بر در انديشه ترسان گشته ايم از هر خيال

خواجه را اينجا  خيالي هست آري هست نيست

(دیوان شمس مولانا)

مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست

مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست

كه به پيمان شكني شهره شدم روز الست

من همان دم كه وضو ساختم از چشمۀ عشق

چار تكبير زدم يكسره بر هر چه كه هست

مي بده تا دهمت آگهي از سر ضمير

كه به روي كه شدم عاشق و از بوي كه مست

كمر كوه كمست از كمر مور اينجا

نا اميد از در رحمت مشو اي باده پرست

حافظ از دولت عشق تو سليماني شد

يعني از وصل تواش نيست به جز باد به دست

(حافظ)

یکی را شنیدم از پیران مربّی که مریدی را همی گفت...

یکی را شنیدم از پیران مربّی که مریدی را همی گفت: ای پسر، چندان که تعلّق خاطر آدمیزاد به روزی است اگر به روزی ده بودی، به مقام از ملائکه درگذشتی.

فراموشت نکرد ایزد در آن حال

که بودی نطفه مدفون مدهوش

روانت داد و طبع و عقل و ادراک

جمال و نطق و رای و فکرت و هوش

ده انگشتت مرتّب کرد بر کف

دو بازویت مرکّب ساخت بر دوش

کنون پنداری ای ناچیز همّت

که خواهد کردنت روزی فراموش

(گلستان سعدی نسخه فروغی)