دزدی به خانه پارسایی درآمد
دزدي به خانۀ پارسايي درآمد. چندان كه جُست چيزي نيافت. دلتنگ شد. پارسا را خبر شد. گليمي كه در آن خفته بود برداشت و در راهِ دزد انداخت تا محروم نشود.
شنيدم كه مردان راه خداي
دل دشمنان را نكردند تنگ
تو را كي ميسّر شود اين مَقام
كه با دوستانت خلاف است و جنگ؟
مودّت اهل صفا، چه در روي و چه درقفا؛ نه چنان كه از پَسَت عيب گيرند و پيشت بيش ميرند.
(گلستان سعدی)
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۰۷/۱۷ ساعت 21:12 توسط احسان
|