مردم ديدۀ ما جز به رخت ناظر نيست
مردم ديدۀ ما جز به رخت ناظر نيست
دل سرگشتۀ ما غير ترا ذاكر نيست
اشكم احرامِ طوافِ حرمت مي بندد
گر چه از خونِ دلِ ريش دمي طاهر نيست
بستۀ دام قفس باد چو مرغ وحشي
طائر سدره اگر در طلبت طاير نيست!
عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد
هر كرا در طلبت همت او قاصر نيست
از روان بخشي عيسي نزنم دم هرگز
زانكه در روح فزايي چو لبت ماهر نيست
روز اول كه سر زلف تو ديدم گفتم
كه پريشاني اين سلسله را آخر نيست
سر پيوند تو تنها نه دل حافظ راست
كيست آنكش سر پيوند تو در خاطر نيست
(حافظ)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۳/۲۷ ساعت 11:45 توسط احسان
|