همچنین در قاع بسیط(بیابان هموار و پهناور)، مسافری گم شده بود و قوت و قوّتش به آخر آمده و درمی چند بر میان داشت. بسیاری بگردید و ره به جایی نبرد. پس بسختی هلاک شد. طایفه ای برسیدند و درمها دیدند  پیش رویش نهاده و بر خاک نبشته.

گر همه زرّ جعفری(زر پاک و خالص) دارد

مرد بی توشه بر نگیرد گام

در بیابان فقیر سوخته را

شلغم پخته به که نقرة خام

(گلستان سعدی نسخه محمد علی فروغی)